تبلیغات
فرقه شناسی - اعیاد و جشنهای زرتشتیان
 
فرقه شناسی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : خادم شهدا
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب و بلاگ چطور بود؟





اعیاد و جشنهای بزرگ ملی و دینی همواره از آیینهای مهم در هر دین محسوب می‌شود وهر یك از ادیان الهی بنا بر اعتقاد و باورهایی كه دارند جشنهای خاصی را در مواقعمختلف برپا می‌كنند؛ كه این ویژگی در دین زردشتی كه آن را دین جشنها نیز نامیده‌اندبیشتر به چشم می‌خورد.
در این نوشتار به معرفی این اعیاد در سه دین زردشت، یهود و مسیحیت بهتفصیل و در دو دین هندو و بودایی به اختصار خواهیم پرداخت :

1- جشنها و اعیاد زرتشتیان

1-1- اعیاد ماهانه

در دین زردشتی ایام هفته وجود ندارد و بعبارت دیگر در ایران قدیم برای روزشماریهر یك از سی روز ماه، نام خاصی وجود داشته است، سال به 12 ماه تقسیم می‌شد و هر ماه 30 روز و در آخر هم 5 روز قبل از عید نوروزبه سال اضافه می‌شد كه به آن پنجه دزدهمی‌گفتند. دوازده روز از این سی روز، همنام دوازده ماه بود. هرگاه كه نام ماه و روزیكی می‌شد جشن می‌گرفتند، چنانكه شانزدهم هرماه را مهرنام نهاده‌اند و از این روشانزدهم ماه مهر را جشن می‌گرفتد كه به جشن مهرگان معروف است؛ همچنین روز دهم هرماه «آبان‌روز» نام دارد كه نام ایزد آناهیتا بر این روز نهاده شده بود و دهم ماهآبان جشنی به نام آبانگان برپا می‌كردند و یا جشن فرودگان كه در نوزدهم ماه فرودینبرگزار می‌شود(1)، به همین ترتیب 12 جشن در یكسال برپا می‌كردند كه از آنها بهعنوان جشنهای ماهانه یاد می كنند، اینها جشنهای دوازده گانه ی سال بودند كه درروزگار ساسانیان و پیش از آن با آداب و تشریفاتی فراوان برگزار می‌شدند، اما پس ازسقوط ساسانیان بسیاری از این جشنها به دست فراموشی سپرده شد. ولی جشن مهرگان كه دربین این اعیاد ماهانه از همه مهمتر بود هنوز هم با تشریفات خاص برگزار می‌گردد.(2) اهمیت این جشن به دلیل توجه به خدای مهر می‌باشد در اوستا نیز از مهر سخن به میانآمده و در پشتها، یك پشت به مهر اختصاص یافته كه در ذیل به بخشی از آن اشاره شدهاست:
ای مهر! به ستایش ما گوش فرا ده.
ای مهر! ستایش ما را بپذیر. خواهش ما را برآور.(3)
ای مهر! تو را با نمازی كه در آن، نام تو بر زبان آید، با نیایشی در خور زمان وبا زَور می‌ستایم.(4)


2-1- گاهانبار:

گاهانبار یا گاهنبار و گهنبار (5) در نزد ایرانیان باستان و زردشتیان كنونی، ششجشن بزرگ سال محسوب می‌شود. گاهنبار شش جشن بزرگ است كه هر كدام از آنها نمودارپدید آمدن یكی از آفرینشها می‌باشد و در حقیقت این جشنها به یاد آفرینشها وسپاسگزاری از اهوره مزدا در برابر بخششهای او می‌باشد.
این جشنها یا فصول ششگانه به موجب خود اوستا یائیریه (6) نامیده می‌شود كه صفت وبه معنی سالی یا فصلی است. جشن هرگاهنباری 5 روز طول می‌كشد كه روز پنجم از سایرروزها مهمتر بوده و جشن اصلی بشمار می‌رود و چهار روز نخست در حقیقت، مقدمات وتشریفات جشن محسوب می‌شود. نام جشنهای 6 گانه سال به شرح زیر است: (7)
1-
هیدیوزرم(8) : گاهنبار نخست، به معنی میانه بهار، از پانزدهم اردیبهشت و بهیاد آفرینش آسمان برپا می‌شود.
2-
میدیوشم (9): دومین گاهنبار، به معنی میانه‌ی تابستان، از پانزدهم تیرماه وبه یاد آفرینش آب می‌باشد.
3-
پتیه شهیم (10): سومین گاهنبار، به معنی دانه آور، ‌از بیست و ششم شهریور وبه یاد آفرینش زمین است.
4-
ایاثریم(11): چهارمین گاهنبار، به معنی برگشتن گله و رمه از چرا، از بیست وششم مهر و به یاد آفرینش و روییدنیهاست.
5-
میدیارم(12): پنجیمن گاهنبار، به معنی میانه آرامش و یا میانه زمستان وسرماست، از پانزدهم دی و به هنگام آفرینش جاندار و آرامش و سكوت مردم است.
6-
همسپتمدم(13): ششمین گاهنبار، به معنی برابر بودن شب و روز و به هنگام به جاآوردن آیین دینی است كه از پنج روز به جشن نوروز مانده شروع می‌شود. (14)


3-1- جشن سده:

جشن سده 50 روز پیش از نوروز است، جشن پیدایش آتش است چون در آن روز هوشنگ شاهآتش را پیدا كرد از این رو، در آن روز پارسیان در جایی بیرون از شهر گرد آمده و آتشافروزند و جشن می‌گیرند كه در دهم بهمن ماه برگزار می‌شود یعنی روزی كه آتش پیداشده است.
این جشن یادآورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است؛ و زردشتیان نزدیك غروب آفتاب باآتش افروزی آن را آغاز می‌كنند و موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می‌كنند و نمازآتش نیایش می‌خوانند.(15)


4-1- نوروز:

نوروز كه بزرگترین جشن ایرانیان باستان به شمار می‌رود. تقدس و احترام وبزرگداشت نوروز بیش از حد توجه و انتظار است. چون این جشن با ماه فروردین كه ویژهفروشی‌ها و ارواح طیبه است، شروع می‌شود و روز اول آن با نام خداوند آغاز می‌گردد. همچنین نوروز اول بهار و اعتدال ربیعی ، رستاخیز طبیعت و زندگی مجدد در جهان است. اما یكی دیگر از علل توجه فوق العاده به نوروز، تقارن جشنهایی چند در زمانی كوتاهاست همچون گاهنبار ششم، زاد روز زردشت، ایام فروردگان و جشن سوری.
قدمت نوروز هرچند بسیار است و شاید از كهنترین جشنهای ایران و جهان باشد، اما دراوستا به روشنی و وضوح از آن یاد شده است. در نوروز مراسمی فراوان با آئینها وشعائری زیاد انجام می‌شد كه در نهایت، وابستگی اعتقادی مردم به طبیعت، احترام بهعناصر و طلب خیر و بركت در اشكال كنایه‌آمیز را بیان می‌كرد كه هفت سین از اهم اینرازها و كنایات است. از دیگر مراسم مشهور و معتبر نوروز، رسم شستشو و غسل بوده است،سبز كردن سبزه از دیگر آئینهای نوروزی بود و 25 روز مانده به نوروز اطراف حیاطدربار دوازده ستون از خشت خام برپا می‌كردند و بر فراز هر ستونی نوعی دانه ازحبوبات می‌كاشتند. روز ششم فروردین (خرداد روز) با سرودخوانی و نواختن سازها،محصولی را كه فراهم آمده بود بر می‌داشتند و این ستونها همچنان تا روز مهر برپابود.
با نگاه به رشد این دانه‌ها، برای هر یك كه بهتر و برآمده تر بود تفال می‌زدند وآن محصول را در سال بارورتر می‌دانستند. این سبزه‌ها را گاه به تعداد هفت كه ازاعداد مقدس است، و به نشانه هفت امشاسپند (فرشته) و گاه دوازده كه شماره مقدسبرجهاست سبز می‌كردند. این سبزه‌ها عبارت بودند از: گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس،ارزن، نخود، كنجد، باقلا، ذرت و ماش. در سفره‌های هفت سین معمولاً سه ظرف سبزه بهكنایه از سه اصل دین زردشت، یعنی پندار نیك، گفتار نیك و كردار نیك قرار می‌دادندكه اغلب گندم و جو و ارزن بود. آب نیز بسیار مهم بود چون معتقدند كه ارواحدرگذشتگان، یا فَرَوهرها موجب خیر و بركت و افزونی گیاه و آب در آن سال می‌شوند وادعیه ویژه‌ای جهت خرداد امشاسپند كه نگهبان آب و امرداد امشاسپند كه نگهبان وسرپرست گیاه بود می‌خواندند.(16)



پینوشتها
----------
1-
آریانا، غلامعلی، آشنایی با تاریخ ادیان، تهران، پایا، 1379، ص 108
2-
ولی، وهاب و بصیری، میترا، ادیان جهان باستان، ج 3، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی، 1379، ص 173
3-
اوستا، پشتها، مهرشیت، كرده ی 8، بند32، گزارش و ترجمه جلیل دوستخواه، تهران، 1379، ص 361
4-
همان، بند31، ص361
5-
گهنبار كوتاه شده‌ی گاهانبار است كه به معنی گاههای بار همگانی، جشن و انجمن همگانی یا گاههای بار و برگرفتن و بهره به دست آوردن است.
6-yaitya
7-
ولی، همان، صص 168-169
8-maid yu zerm-
9-maid yu shem-
10-paite shahaym
11- eayaserim-
12-maid ya ram-
13-hamaspatmadam-
14-
بویس، مری، زردشتیان باورها و آداب دینی آنها، ترجمه عسگر بهرامی، تهران، ققنوس، 1381، صص 58-59.
15-
مهر، فرهنگ، دیدی نو از دینی كهن، تهران، جامی، 1380، ص190
16-
ولی، همان، صص175-177

 






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه